تبليغاتX
آخر يه روز شيعه برات حرم مي سازه - آقا دلم تنگه برات

دوشنبه ششم مهر 1388

آقا دلم تنگه برات

عرش برین خدای ما حرم رضا(ع) کربلای ما

بسم الله الرحمن الرحیم

آقا دلم تنگه برات

برای گنبد طلات

برای سقا خونت

برای اون صحن و سرات

برای اون کبوترات

میشه اذن دخولتو بدی

یه بار دیگه بیام پیشت امام رضا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  می خوام یه یا علی بگم به عشق امام رضا(ع)

تا دلم پر بکشه تو حرم امام رضا(ع)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می دونی میخوام چی کار کنم

می دونی میخوام کجا برم   

میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم  

اونجا که گنبدش طلاست  

با کفتراش پر بزنم    

دوسش دارم امامم و 

در خونه شو در بزنم  

بعضی شبا تو خونمون   

بابا به مادرم میگه 

میخوام برم امام رضا   

بخدا دلم تنگه دیگه 

بابام میگه امام رضا   

مریضا رو شفا میده 

دوای درد مردمو از طرف خدا میده

میخوام برم به مشهد و یه هفته اونجا بمونم

توحرم امام رضا نماز حاجت بخونم

بهش بگم امام رضا  مریضا رو شفا بده

دوای درد مردمو از طرف خدا بده

آقاجون میخوام بیام به مشهدت

به طواف کفترای گنبدت

براشون یه کیسه گندم بیارم

خبر از دردای مردم بیارم

بهشون بگم برام دعا کنن

تا شما رو از خودم رضا کنم

منبع

برای شادی روح آقاسی و سید جواد ذاکر طباطبایی صلوات

اللّهُمَّ صَلِ عَلى مٌحَمَّد وَ آلِ مٌحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 

نوشته شده توسط خادم الزهر (س) در 9:1 |  لینک ثابت   •